المحقق الأردبيلي
125
اصول دين ( فارسى )
و ديگر عبيد اللّه عمر شخصى را بعد از آنكه مسلمان شده بود ، كشت و بر او قصاص بود ، ساقط كرد . « 1 » و وليد شراب خورده بود او را حد نزد تا وقتى كه او كشته شد و حضرت اميرش حد زد « 2 » . و جواب گفته ملا على كه : « اجتهاد كرد در عدم قصاص و خيال كرد كه چون سبب قصاص در زمان امامت او نبوده ، پس قصاص نمىبايد كرد . و تأخير حد كردن وليد بهواسطهء آن بود كه تا واضح شود شراب خوردن او و ظاهر نشد تا وقتى كه او كشته شد . و حضرت اميرش حد كرد » « 3 » . و جواب اول ظاهر الضعف است و تأخير اگر به واسطهء ثبوت شرعى بوده باشد خوب است و ليكن ظاهرا چنين نبود . ديگر آنكه رعيت بلكه صحابه از او به تنگ آمده بودند ، حتى حضرت امير و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام ، تا آنكه گذاشتند كه كشته شد و از او دفع نكردند . و نقل كردهاند كه حضرت امير گفت كه : « خداى تعالى او را كشت » « 4 » و اين قول ، دليل رضا بر قتل اوست و آنكه استحقاق كشته شدن بر آن وجهى كه كشته شد
--> ( 1 ) . تجريد الاعتقاد ، ص 257 ؛ شرح تجريد قوشچى ، ص 485 . و تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 42 و الكامل ، ج 3 ، ص 29 و اسد الغابة ، ج 3 ، ص 343 ( در شرح حال ابن عمر ) ، به نقل پاورقى تجريد الاعتقاد . ( 2 ) . تجريد الاعتقاد ، ص 257 ؛ شرح تجريد قوشچى ، ص 485 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 18 و 20 . ( 3 ) . شرح تجريد قوشچى ، ص 485 . ( 4 ) . تجريد الاعتقاد ، ص 259 .